شب زده عاشق

و دراین جاده فقط من هستم وتو .... پس تنهایی به هیچ جا نرو بیا باهم همسفر شویم که دراین راه پر پیچ و خم زندگی جایی برای تنهایی نیست...
مدیر وبلاگ: شب زده عاشق

ماجرا های من و اشکهایم
.زن تنهای شبها...
نویسنده : شب زده عاشق در تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ و ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ | +

در خوابهای من مردی است...

     که در دیاری فرسنگها دور از من  است...

در رویای من همان مرد.....

                                         مرد زندگی من است......

شبهایم را غرق بوسه میکند.....

        زندگیم ر ا غرق محبت میکند....

اغوشم را با بدن قویش گرم میکند...

                    در روزهای بغیر از رویا ی من هم مرد رویایم هست....

اما واقعی...

   و در دیاری دور از من....

اما......

                 شبهای اورا غرق بوسه میکند...

زندگی اورا غرق محبتش میکند...

             آغوش اورا گرم میکند....

ولی باز من...

بدون مرد ام و با خیال عشقش زندگیم را میگذرانم...

عشقی که در قلبم جاودانه است...

             شبهایم را با رویا و خیال مردم  سر میکنم    

                                             در زندگی من مردی است...

که از آن من نیست...

اما...

            عشقش و رنج و عذاب بدست اوردن عشقش برای من است....



برچسب ها :




نویسنده : شب زده عاشق در تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ و ٦:٥٩ ‎ب.ظ | +


برچسب ها :




.زندگی زیباست..اگر باهم باشیم
نویسنده : شب زده عاشق در تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ و ۳:٥۸ ‎ب.ظ | +

بیا تا باهم لحظه ای سکوت کنیم و به عمق تیرگی شب و ستارگان بنگریم...

بیا به دنیایی ارام و بی هیچ غم و اندوهی فکر کنیم...

بیا مثل راز های زندگی شاملو باشیم

اشک رازی است..لبخند رازی است..عشق رازی است..

اشک ان شب لبخند عشقم بود..

بیا با هم ب گرییم...بیا با هم عاشق شویم...بیا با هم به درد های دنیا بخندیم...

بیا و دستانت را به من بده..

بیا و دست های کوچکم را بگیر و پناهشان باش..

بیا تا ترنم قطرات خنک باران را حس کنیم ود ر اغوش هم جا بگیریم..

بیا باهم یکی باشیم..مانند هزاران اب جوی که به رود تبدیل میشوند

بیا تا دریا باشیم نه مرداب خسته و پیر...نه مرداب افسرد ه..نه مرداب تنها..

بیا و تمام هستی ام را بگیر..فقط دستانت را به من بده..

بیا به دنیا ثابت کنیم  که ما سرسبزیم مثل جنگل..خروشانیم مثل دریا..استواریم مثل کوه..

بیا و دستانت را به من بده..

                             تا به دنیا ثابت کنیم که تنها نیستیم



برچسب ها :




.طلسم زیبا..
نویسنده : شب زده عاشق در تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۳٠ و ٦:۳٤ ‎ب.ظ | +

چشمهایت ...طلسمی زیباست...

اغوشت...

دنیایی دارد..

کابوست...حتی برایم دلنشین است...

در ارزوی بوسه ی دوباره ات هستم...

در حسرت گرفتن دوباره ی دستانت

دلتنگت هستم ..

برگرد...

محو نگاهت هستم برگرد...

با من بمان..

من محتاج بودنت هستم...



برچسب ها :




.او را ببخش خیابان بلند...او را ببخش زمان ایستاده..
نویسنده : شب زده عاشق در تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٦ و ٦:٢٠ ‎ب.ظ | +

دلتنگت میشوم وقتی  یاد آن روز میافتم..

با هم در آن خیابان بلند قدم میزدیم...

موهایم را با دستان گرمت نوازش میکردی...

وقتی که در کنار تو بودم  از هیچکس و هیچ چیز؛هیچ ترس و هراسی نداشتم...

ماه ها میگذرد...

با یاد و خاطرات تو در آن خیابان قدم میزدم..

موهایم را به هوای نوازش دستان باد رها کرده بودم..تا شاید جای خالی دستانت را پر کند....

زمان هنوزمنتظر تو  ایستاده..

                       برگرد...

خیابان بلند ارزوی یکبار دیگر قدم گذاشتن پاهایت را بررویش دارد ...چشمان منم همینطور...

موهایم به نوازش دستانت نیاز دارد...گونه هایم هم همینطور...

تن خسته ام از هراس ندیدنت یخ کرده است...

اما زمان همچنان برای بازگشت تو منتظر ایستاده است..

برگرد...



برچسب ها :




.بودن یا نبودن مسئله این است...
نویسنده : شب زده عاشق در تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ و ٩:۱۳ ‎ب.ظ | +

یکی بود ...یکی نبود...

داستان زندگی من همین نیم خط بود...

من بودم اما تو نبودی

خاطراتت بود اما...توی دنیام نبودی

گرمی دستات هنوز یادم بود هنوز حسش روی دستام بود...اما خودشون نبودن

تنها بودی که تو این داستان بود...

این بود که تو پیش اوون بودی...عاشق اوون بودی

ولی...

عاشق من نبودی...



برچسب ها :




.لقاح خاطرات
نویسنده : شب زده عاشق در تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۱٦ و ٧:٠٩ ‎ب.ظ | +

خیالم از یادت باردار شده...

عوق میزنم افکارم را...

خونریزی دارم از خاطراتت.......

شاید..

از ذهنم و از دنیایم سقط شود عشقی که به تو داشتم...

اما میدانم که نمیشود!



برچسب ها :




.تمنا
نویسنده : شب زده عاشق در تاریخ : ۱۳٩٠/۸/٤ و ۸:٤۱ ‎ب.ظ | +

نرو.....با من بمان...به تو نیاز دارم...

میدانی..چشم هایم بدون حس لمس دست های  تو خیس است..

زندگیم..بدون لمس خاطراتت هیچ است...

نرو..فقط بمان..برای داشتن تو دست به هرکاری میزنم...

روحم با تو ارام میشود.... دستانم با دست های پر حرارت تو گرم میشود..

از اینکه بگویم بدون میمیرم هیچ هراسی ندارم

ای پسرک زندگی کودکانه ام....

            با من بمان....



برچسب ها :




........................ صفحه ی بعد >>

.

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب بلاگ وب

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر