بیا تا باهم لحظه ای سکوت کنیم و به عمق تیرگی شب و ستارگان بنگریم...
بیا به دنیایی ارام و بی هیچ غم و اندوهی فکر کنیم...
بیا مثل راز های زندگی شاملو باشیم
اشک رازی است..لبخند رازی است..عشق رازی است..
اشک ان شب لبخند عشقم بود..
بیا با هم ب گرییم...بیا با هم عاشق شویم...بیا با هم به درد های دنیا بخندیم...
بیا و دستانت را به من بده..
بیا و دست های کوچکم را بگیر و پناهشان باش..
بیا تا ترنم قطرات خنک باران را حس کنیم ود ر اغوش هم جا بگیریم..
بیا باهم یکی باشیم..مانند هزاران اب جوی که به رود تبدیل میشوند
بیا تا دریا باشیم نه مرداب خسته و پیر...نه مرداب افسرد ه..نه مرداب تنها..
بیا و تمام هستی ام را بگیر..فقط دستانت را به من بده..
بیا به دنیا ثابت کنیم که ما سرسبزیم مثل جنگل..خروشانیم مثل دریا..استواریم مثل کوه..
بیا و دستانت را به من بده..
تا به دنیا ثابت کنیم که تنها نیستیم

برچسب ها :